تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده
سلام آشنا ، خوش آمدی
سلام . سال ۸۶ هم با همه خوبیها و بدیهایی که داشت به پایان رسید و سرانجام سال ۸۷ آهسته آهسته تشریف فرما شد . امروز صبح که داشتم اداره می اومدم صحنه ای رو دیدم که ذهنم رو مشغول کرده . از شرح ماجرا بنا به دلایلی البته از نوع موجه معذورم اما ای کاش این شب عیدی که همه به فکر خرید و نظافت منزل و پوشیدن لباسهای نو هستند همه حتی یک ذره نامقدار به فکر همنوع خودشون باشند و به قول کمیته امداد شادیهاشون رو با هم قسمت کنند ... راستی لازم می دونم این عید رو به همه عزیزان و همکاران و دوستانی که به بنده محبت دارند تبریک بگم و امیدورام سال آینده سال خوب و پر خیر و برکت و برای دوستان مطبوعاتی و رسانه ای من پر خیر و پر خبر باشه !! همین جا از همه عزیزانی که احیانا مخاطب برخی مطالب این وبلاگ رو خودشون دیدند عذر خواهی و حلالیت می طلبم و باز هم تاکید می کنم مطالب این وبلاگ علیه هیچ یک از همکاران و دوستان عزیز نبوده و فقط سوئ تفاهم بوده .

به هر حال امیدوارم سال آینده قیمت مرغ از ۲۵۰۰ تومان و سیب سرخ از ۱۱۰۰ تومان و بنزین ازاد از ۴۰۰ تومان و کرایه خانه ها و قیمت مسکن و گوشت و برنج و سیب زمینی و نان و پنیر و سبزی و سایر چیزهایی که البته خیلی هم مهم نیستند ارزون بشه . آدم هم که حتما می دونید به امید زندس دیگه بابا ....

سرسبز ترین بهار تقدیم تو باد

آواز خوش هزار تقدیم تو باد

سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد              آواز خوش هزار تقدیم تو باد

گویند که لحظه ایست روییدن گل            آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

سال نو بر همه دوستان مبارک و ایام به کامتان

 

+ تحرير  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 16:22  به قلم  میم صاد  | 

هرچند که بر پیکر ما تاخته اید                  از جمجمه های ما بنا ساخته اید

هرچند ز خون پهلوانان امروز                   دیری است به ضرب سکه پرداخته اید

هرچند که از رگ رگ بریده ما                   زنجیر طلا به گردن انداخته اید

هرچند که در باغ شقایقهامان                    چونان علف هرز قد انداخته اید

غم نیست اگر به اشک ما طعنه زنید            تاریخ قبیله را چو نشناخته اید

اما به همان که رفت و نامد خبرش              سوگند که ای قوم هبل باخته اید

                                                                   به یاد مرحوم ابوالفضل سپهر

+ تحرير  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 14:10  به قلم  میم صاد  | 

باز دلم هوای یار کرده . به قول مرحوم آغاسی دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد     به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد...

از تو می گویم ای منجی بشر ره گم کرده . ای که فراموشمان شده ای اما همچنان به فکر مایی ... مهدی جان چه فراموش کار شده ایم ما . چه غفلتی برده است ما را . چه دور شده ایم از یاد تو . چه گم کرده ایم صراط مستقیممان را و چه مشغول شده ایم به غفلتهای دنیای دون. ای یار بیا راحت این قلبهای حزین و خسته باش . دلهایی که در هوای کوی تو آن قدر تپیدند و دست آخر با یاد تو و در وصال تو می وصل را ز دست یار سرکشیدند و رفتند را یادت هست . آنان که پشت لباسهای خاکی شان می نوشتند : می روم تا انتقام سیلی مادرم زهرا بگیرم را می گویم . آنان که هرگز فراموشت نکردند و تو نیز از یادشان غفلت نکردی . آنان که روزی در همین آب و خاک ... روزی نه چندان دور ... به خون خویش غلتیدند تا پرچم سرخ حسینی و پرچم سبز یا مهدی بر زمین نیافتد. مهدی جان دعایمان کن تا بیش از این شرمنده روی زیبا و دلارایت نشویم و بیشتر به یادت باشیم .  اللهم اجعلنا من انصار المهدی و من المستشهدین بین یدیه . اللهم العن الجبت و الطاغوت و اللات و العزی . اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک ....

+ تحرير  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:28  به قلم  میم صاد  | 

و باز در این میان حزب الله تنها و غریب است و با آن چوب زیر بغل و پای مصنوعی و دست فلج و چشم پلاستیکی و موی کوتاه و لباس ساده و لبخند معصومانه مظهری است از یک دوران سپری شده که با خونین شهر آغاز شد و در والفجر ۱۰ به پایان رسید و بعد از مرصاد از ظاهر اجتماع به باطن آن هجرت کرد و بیماردلان را در این غلط انداخت که دیگر تمام شد . نه ....

و هنوز ایستاده ایم ولو کره الکافرون ...

شهید یعنی حد نهایت عشق یعنی یا ایتها النفس المطمئنه

+ تحرير  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 18:49  به قلم  میم صاد  | 

معرکه فلسطین و آنچه این روزها در نوار غزه می گذرد معرکه ای برای سنجش و آزمون میزان حساسیت و واکنشهای احتمالی جهان اسلام به جنایات صهیونیستهاست. اگر جهان اسلام سکوت کند و چشم بر جنایات اسرائیل و نسل کشی ببندد هیچ بعید نیست که این رژیم برای اجرای فاز بعدی نقشه هایش ترغیب شود. به نظرم باید به هوش بود و اجازه نداد پای اسرائیل در زمین فلسطین مستقر و مستحکم شود چراکه ممکن است بار دیگر هوس تعدی به جنوب لبنان به سر سرداران این رژیم خطور کند بویژه اینکه این رژیم سیلی دردناکی را که به مدت ۳۳ روز به گوشش نواخته شد فراموش نکرده ....

بچه های فلسطین آینده از آن شماست اگر پایداری کنید

+ تحرير  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 19:54  به قلم  میم صاد  | 

بهروز تشکر مطلبی با عنوان وبلاگ نون بر نوشته که جالبه . این هم لینک مطلبش . البته خدا رو شکر ما چنین چیزی تا این لحظه ندیدیم و این چیزا بیشتر در همون کشور آمریکا که مدعی دموکراسی است به وقوع می پیونده اما به هر حال خوندنش جالبه . حالا مقایسه کنید که آزادی در کدوم کشور بیشتره ؟ من که تا این لحظه بخاطر وبلاگ نویسی تحت فشار قرار نگرفتم و حتی کسی هم اعتراضی نکرده . خوشحال می شم اگر شما خاطره ای در این خصوص داشتید برای من بنویسید. خیلی جالب می شه ها نه ؟؟؟؟ اصلا من کل مطلب رو در ادامه مطلب می آرم حتما بخونید :
ادامه مطلب
+ تحرير  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 23:58  به قلم  میم صاد  | 

سلام . بعد از بازی تیم پیروزی بود که اعلام شد علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی منصوب شده . راستش از شنیدن این خبر خوشحال شدم . البته معتقدم راه پیشرفت فوتبال ما استفاده از مربی های نامدار خارجی است که مثلا کلمنته فقط به درد تیمهای باشگاهی می خوره نه تیم ملی و البته باید با مربیان و تیمهای تراز اول جهان در ارتباط مستقیم و مرتب باشیم تا سطح فوتبال ایران از سطح کنونی فراتر بره . ولی به نظرم در میان مربیان داخلی علی دایی بهترین انتخاب آقای کفاشیان بود چراکه علی دایی چند حسن داره که دیگران فاقد اون هستند . یکی اینکه ایشون زیر نظر مربیان و باشگاههای تراز یک جهان کار کرده و آموزش دیده . دوم اینکه چند عنوان بین المللی مثل آقای گلی جهان و عضو باشگاههای صدتاییها داره که کسی در این حد نیست . سوم اینکه لوگو و تیتر فوتبال ایران علی دایی هست و نه کس دیگه و چهارم اینکه علی دایی غیرت و تعصب خاصی داره که دیگران کمتر دارن . گرچه ما با این اسطوره فوتبالمون بد تا کردیم  و بدتر رفتار کردیم . حتی یک بازی رسمی هم برای خداحافظی دایی از تیم ملی برگزار نکردیم . و بعد شکست ایران از تیم ملی مکزیک در دیدار نخست در جام جهانی ۲۰۰۶ در جوی روانی و احساسی گناه باخت تیم ملی رو به گردن دایی و حداکثر مربی تیم یعنی برانکو انداختیم . در واقع همه دیدند که در بازی های بعد هم که دایی بازی نکرد هیچ اتفاقی نیافتاد و تیم بدتر شد که بهتر نشد . گرچه دایی سال بعد با قهرمان کردن سایپا نشون داد که هنوز هم اسطوره فوتبال ایران هست و به قول قدیمیها فیل / مرده و زنده اش صد تومنه !!!! اون هم در قالب مربی بازیکن ... به هر حال برای علی آقای فوتبال ایران آرزوی موفقیت دارم .

مصاحبه با علی دایی بعد از شکست ایران مقابل مکزیک در جام جهانی 2006 . هتل کراون فریدریش هافن آلمان

+ تحرير  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 23:52  به قلم  میم صاد  | 

سلام . دو شب پیش مصاحبه دوست عزیزم کامران نجف زاده با رئیس جمهور رو دیدم . مصاحبه بیشتر دارای فضای تبلیغی بود و نه تشریحی . به نظرم کامران با تسلطی که به امور رسانه ای داشت می تونست مصاحبه رو جذاب تر بار بیاره که نخواست یا نتونست یا نخواستند . حالا زیاد مهم نیست ... راستی ای کاش آقا کامران لباس رسمی تری می پوشید . حداقل یه مقدار باید مصاحبه شونده و مصاحبه کننده از نظر ظاهر به هم بیان . مگه می شه با کت شلوار رفت پیست اسکی گزارش گرفت یا مگه میشه با لباس غیر رسمی جلوی شخص دوم مملکت نشست . ای کاش مشاوران رسانه ای رئیس جمهور یا حداقل همکاران ما قدری سلیقه به خرج می دادند. نکته دیگه محور مصاحبه بود که خبرنگار چندان به اون تسلط نداشت و عملا صحنه و بازیگردان به جای خبرنگار رئیس جمهور بود چراکه آقا کامران اصلا سوال جدی مطرح نکرد . ای کاش به جای ایشون آقای مراد عنادی مفسر برجسته سیما که تسلط خوبی هم به امور بین الملل و سازمانهای بین المللی دارند مصاحبه می کرد یا اقلا قدری به نجف زاده فرصت داده می شد اطلاعاتش رو تکمیل کنه . به نظرم روح مصاحبه تحت تاثیر سرعت و نبود زمان برای بررسی موضوع از جانب خبرنگار / کشته شده بود و مقصر نه خبرنگار و نه رئیس جمهور بلکه مشاور رسانه ای ریاست جمهوری و البته مدیران رسانه هستند . خواهر خوبم مریم فشندی هم نقد جالبی به این موضوع دارند که خوندنیه .

+ تحرير  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 9:10  به قلم  میم صاد  |