|
|
|
|
|
اقامتگاه حضرت از مسائلى كه درباره امام زمان(ع) مطرح است، مكان و محل زندگی ايشان است. رواياتى كه دراين زمينه وجود دارد سه دسته اند: 1.برخی ازآن ها محل خاصى را تعيين نمی كند وجايگاه حضرت را در بيابان ها وكوه ها معرفى می كند.ازآن جمله، حضرت مهدى(1) به پسر مهزيار مى فرمايد: فرزند مهزيار! پدرم امام حسن(ع) از من پيمان گرفت... و فرمان داد كه براى سكونت، كوه هاى سخت وسرزمين هاى خشك ودور دست را برگزينم. (1) اين بخش از روايات گوياى آن است كه حضرت ازحوزه دسترسى مردم به دوراست و به سختى و دشوارى زندگى می كند وكسی ازمحل زندگى وى آگاه نيست. 2. برخى روايات، منطقه خاصى را به عنوان محل سكونت آن حضرت نام مى برند ومحدوده آن را نيز تعيين می كنند: الف. مدینه و پیرامون آن : ابی بصیر می گوید از امام باقر(ع) شنيدم كه فرمود: صاحب الزمان را عزلت وغيبتی است كه درآن، نيرومنداست به سى نفرى كه با حضرت هستند ووحشت وتنهايى را از وى دور می كنند، و خوب جايگاهی است مدينه(2). روايت دیگرى است كه مكان حضرت را كوه رضوى، دراطراف مدينه نام مى برد راوى می گويد: با امام صادق(ع) از مدينه خارج شديم، به روحاء اطراف مدينه كه رسيديم، حضرت نگاهش را به كوهى دوخت و مدت زمانی ادامه داد... و فرمود:اين كوه رضوى نام دارد. خوب پناهگاهی است براى خائف امام زمان (ع) در غيبت صغرى وكبرى. (3) ب. مکه و پیرامون آن : برخى روايات استفاده مى شود كه آن حضرت در مكانى به نام ذى طوى پیرامون مكه زندگى می كند واز همان جا نيز همراه يارانش قيام خواهدكرد. امام باقر(ع) فرمود: امام زمان(ع) را غيبتی است در بعضی از دره ها واشاره كرد به منطقه ذى طوى (4). درادامه اين روايت و روايات ديگر، محل ظهور و خروج آن حضرت و مركز تجمع ياران و دوستان وى نيز، همين منطقه ياد شده است. (5) ج. دسته سوم اخبارىايست كه مانند دسته اول، جايگاهى خاص را نام نمى برد، ولی از وى به عنوان فردى كه با مردم حشر و نشر دارد و به گونه ناشناس زندگى می كند، نام برده است. امام صادق(ع) مى فرمايد: صاحب الامر(ع) در ميان مردم رفت وآمد می كند، در بازار قدم مى زند، لكن او را نمى شناسند تا زمانى كه خداوند به وى اذن دهد تا خود را معرفى كند... (6) بين اين سه دسته از روايات، تضاد وتنافى نيست نام بردن مكانى خاص، با زندگى به شكل ناشناس قابل جمع است انتخاب کوه ها و مکانهای دست نیافتنی در حال ضرورت و نیاز نیز امری است طبیعی و موافق با اصل تقیه.(7)
|
||
|
+
تحرير پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 13:5 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
این رو هم یه جا دیدم که چون بداموزی داره ادرس نمی دم اما فکر کنم کار بکنه البته خودم تست نکردم بعدا اگه ۵ دقیقه صحبت سوخت شد به من فحش ندید ها :
کارت تلفن را حک کنیم : اول از همه یک کارت تلفن بگیرید و هر چقدر خواستید باهاش حرف بزنید فقط 5 تومان تهش بمونه کافیه بعد دو قسمتش کنید از طول به صورتی که شناستون توی یک قسمت باشه و یک تیکه ی دیگه هم ازکارت بمونه سپس هر دو را با هم وارد کنید و شماره را بگیرید اولین زنگ که خورد قسمت شناسه را بکشید بیرون و بعد هم .....صفا کنید تا هر وقت دلتون خواست صحبت کنید. تو رو خدا نظر ندید ها .... |
||
|
+
تحرير یکشنبه 24 دی1385ساعت 18:35 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
تحرير یکشنبه 24 دی1385ساعت 18:21 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|||
ادامه مطلب |
||||
|
+
تحرير یکشنبه 24 دی1385ساعت 13:29 به قلم میم صاد
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
تحرير یکشنبه 24 دی1385ساعت 13:15 به قلم میم صاد
|
|
||