|
|
|
|
|
اين مقاله زيبا و مفيد رو آقاي روح الله مفيدي در پرشين لنگوئيج نوشته که مطلب مفيدي است بخصوص براي علاقه مندان به تاريخ : (ضمن تشکر از ايشون)
ادامه مطلب |
||
|
+
تحرير یکشنبه 16 تیر1387ساعت 0:55 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
بر اساس يكي از اسناد ساواك، دولت اسرائيل از تجهيز ايران به سلاحهاي اتمي دفاع كرده است. به موجب اين سند كه مربوط به دوران نخستوزيري اسحاق رابين (1353 ش. تا 1356 ش.) است، «لوبراني» سفير رژيم صهيونيستي در تهران در اظهاراتي خواستار همكاري اتمي دولت متبوعش با ايران و مجهز كردن اين كشور به سلاحهاي اتمي شد. ادامه مطلب |
||
|
+
تحرير پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 16:57 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
نخستين فرستنده تلويزيوني تاريخ ايران ساعت پنج بعد از ظهر جمعه (يازدهم مهر1337) آغاز به کار كرد.
در دهه 30 هجري شمسي، وقتي دولت وقت سرگرم تدارک زمينه و طرحريزي براي راه اندازي تلويزيون بود «حبيبالله ثابت پاسال» از بخش خصوصي پيشدستي کرد و پيشنهاد تاسيس يک ايستگاه فرستنده تلويزيوني را ارائه داد. از آنجا که پاسال از اعتماد دربار پهلوي برخوردار بود، با پيشنهاد او موافقت شد و مجلس شوراي ملي، تير1337 مادهاي با 4 تبصره مصوب كرد که به موجب آن اجازه داده ميشد يک فرستنده تلويزيوني زير پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن در تهران ايجاد شود. اين فرستنده تا پنج سال از پرداخت ماليات معاف بود و تمامي برنامههاي آن از مقررات اداره کل انتشارات پيروي ميکرد. اين فرستنده که "تلويزيون ايران" ناميده ميشد، ابتدا هر روز از شش بعد از ظهر تا 10 شب برنامه داشت. تلويزيون ايران به صورت خصوصي اداره ميشد و به درآمد خود از آگهيهاي تجارتي و تبليغاتي متکي بود. اين سازمان پس از يک سال فعاليت برنامههاي روزانه خود را در تهران به پنج ساعت افزايش داد و در سال 1340 فرستنده ديگري در آبادان و يک فرستنده تقويتي در اهواز تاسيس کرد. رونق کار تلويزيون ايران تصميم حکومت را در تاسيس يک شبکه تلويزيوني سراسري قطعيتر کرد. بنابراين در سال 1343 يک گروه فرانسوي از سازمان برنامه و بودجه مامور بررسي و طراحي يک مرکز تلويزيوني شد. سرانجام پس از تصويب طرح ايجاد "تلويزيون ملي ايران"، يک ايستگاه کوچک به وجود آمد و با امکاناتي ساده پخش برنامههاي آزمايشي را از سال 1345 آغاز کرد. امکانات فني تلويزيون در آن زمان به يک استوديو، سه دوربين و دو دستگاه ضبط مغناطيسي محدود ميشد و از آنجا که فرستنده تلويزيون ايران با سيستم 525 خطي آمريکايي کار ميکرد و سامانه تلويزيون ملي 625 خطي اروپايي بود، تلويزيون ملي با نصب يک فرستنده دو کيلو واتي با سامانه 525 خطي بر بالاي ساختمان هتل هيلتون، امکان استفاده از اين شبکه را براي همه دارندگان تلويزيون با سامانه هاي مختلف، امکانپذير کرد. مدتي کمتر از دو سال از تاسيس تلويزيون ملي نميگذشت که در 17 مرداد 1347 نخستين مرکز شهرستاني تلويزيون ملي در اروميه گشايش يافت و چندي بعد مرکز تلويزيوني بندرعباس به کار افتاد. مراکز تلويزيوني به تدريج يکي بعد از ديگري در شهرهاي مختلف شروع به فعاليت کردند و پيام هاي سياسي، فرهنگي و تفريحي را طبق ماموريتهايي که برنامهريزان حکومت تعيين کرده بودند، به گروه هاي وسيعتري از مردم رساندند. از آغاز شکلگيري تلويزيون عده زيادي از فيلمسازان به علت امکانات مالي بيشتري که تلويزيون در اختيار سازندگان و تهيهکنندگان قرار ميداد جذب آن شدند. در نتيجه تلويزيون به صورت يکي از مراکز مهم فيلمسازي در بخش دولتي درآمد و تعداد زيادي فيلم داستاني و مستند از جمله مستند خبري (که درصد بيشتري را در مقايسه با ديگر انواع فيلم داشت) و سريالهاي گوناگون در آن ساخته شد، به گونهاي که حاصل کار فيلمسازان تلويزيوني تا قبل از انقلاب نزديک به هزار فيلم کوتاه و بلند بود. در ايران از همان سالهاي اوليه کار تلويزيون سريالسازي نيز پا گرفت. "اميرارسلان نامدار" از نخستين سريالهاي ايراني است که از تلويزيون ملي پخش شد. تلويزيون ملي ايران در سالهاي پس از انقلاب اسلامي با تغيير نام به سيماي جمهوري اسلامي ايران در قالب دو شبکه برنامههاي خود را پي گرفت. در سالهاي آغازين پس از انقلاب بيشترين زمان برنامههاي سيما به مستندهاي سياسي تبليغاتي و اخبار سراسري اختصاص داشت. مستندهايي از پروندههاي سياسي عوامل رژيم سابق، عوامل گروهکهاي منافقين، مجاهدين و اعترافات آنها از آن جمله بود. به تناسب وضع بحراني جامعه پس از انقلاب و به تبع آن آغاز جنگ ايران و عراق اين روند به سوي فيلمهاي مستند از جنگ و جبهه تغيير مسير داد و تا سالها بعد اين روند همچنان ادامه داشت. برنامههايي مانند "روايت فتح" محصول اين دوران هستند. در اين سالها مجموعههاي نمايشي و داستاني چون "سلطان و شبان" به کارگرداني داريوش فرهنگ، "سربداران" به کارگرداني محمدعلي نجفي، "هزاردستان" به کارگرداني علي حاتمي، "کوچک جنگلي" به کارگرداني داريوش بحراني و بهروز افخمي و ... ساخته شد. در کنار اين مجموعه هاي تاريخي، از مجموعههاي داستاني-اجتماعي آن روزگار بايد به مجموعه "آينه" اشاره کرد. مجموعهاي که در قالبي نمايشي كه به دو روي سکه زندگي خانوادههاي مختلف ميپرداخت. در دهه هفتاد بود که از انحصار شبکه يک و دو بيرون آمد و با تأسيس شبکه سه سيما با رويکردي به جوانان و ورزش عرصه هاي جديدي را در جذب مخاطب آزمود. در واقع از همين مقطع زماني بود که با آزاد شدن ويدئو، رونق سينما، فيلمهاي ويدئويي و بعدها سي.دي و دي.وي.دي، فرصت انتخاب براي مخاطبان بيشتر شد. با تأسيس شبکه پنجم با عنوان شبکه تهران و اختصاص يک شبکه استاني به استانهاي کشور، توجه به مناسبات درون گروهي شهرستانها و استانها در دستور برنامهسازان قرار گرفت. تأسيس شبکه 4 با شعار پرداختن به برنامههاي علمي، فرهنگي و هنري فاخر ايران و جهان و نهايتاً شبکه خبر همگي در راستاي سياستهاي جديد براي تأمين گونههاي مختلف سلايق مخاطب مفهوم پيدا کرد. منبع : همشهري آنلاين |
||
|
+
تحرير یکشنبه 13 آبان1386ساعت 18:2 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
وحید کاظم زاده؛ در خلال سالهای 1320 و 1321 خبر کشفیات انشتین غوغایی در جهان انداخته بود. کارشناسان معتقد بودند که اگر متفقین جنگ را تمام نکنند، آلمان به وسیله بمب اتمی، مقاومت آنها را درهم خواهد شکست . همه جا صحبت از این سلاح بسیار وحشت آفرین بود. جهان هر لحظه منتظر وقوع حادثه ای جهنمی بود. جنگ با پیروزی متفقین به پایان رسید.خوشبختانه ، هیچ یک از طرفین جنگ نتوانستند از بمب اتمی استفاده بکنند. البرت انشـتين در سـال 1879 میلادی در شـهر اولم آلمان متولد شـد. تحصيلات خود را در مونیخ و آراو سـويس به پايان برد. او در همانسـال كه فرضيه نسـبيت را طرح كرد (1905 ) از تابعـيت آلمان رو گرداند و به تابعيت سـويس در آمد. سـال 1905 براي انشـتين 26 سـاله سـال انتشـار دو اثـر مهم ديگر در علم فـيزيك اسـت كه نظريه « كوانتوم» او باعث شـد در 1921 جايـزه نوبل فـيزيك را در 42 سالگی ببـرد و نيـز مقاله محاسبه انرژي اتمي را كه« به معادله انشـتين » معروف اسـت در همين سـال منتشـر سـاخت. انشـتين در فاصله سـالهاي 1905 تا 1933 در دانشـگاه هاي آلمان و سـويس درس میداد و براي سـخنراني به ممالک اروپايي سـفر ميکرد او در 1914 بار ديگر به تابعـيت وطن اولش آلمان درآمد و اسـتاد فـيزيك دانشـگاه برلين شـد. او تا سـال 1933 در آلمان زندگي ميكرد و در سـفر انگلسـتان و امريکا بود كه نازيها او را به دلیل دینش از كار برکنار كردند آلبرت انشتین،یک آلمانی یهودی بود. در آن سالها وقتی که اخبار مربوط به کوره های آدم سوزی یهودیان توسط نازی ها منتشر گردید، جنایتی که هیچ ملت متمدنی بدان دست نمی یازد.انشتین این جنایت را تحمل نکرد و در سال1940 میلادی برابر 1319شمسی از آلمان فرار کرد و ناگـزيـر دعوت دانشـگاه پـرينسـتون را پـذيـرفـت و به تابعـيت امريكا در آمد. اينشـتين اولین كسي بود كه امريكا را از خطر اتمي شــدن احتمالي آلمان آگاه كرد و امريكا را تشـويق كرد تا به تحقيقات اتمي خود و شـكافتن اتم ادامه دهـد. او در سـال 1939 در نامه به روزولت نوشـت: « آقای رئيس جمهور اگر امريکا موضوع اتمي شـدن آلمان را جدي نگـيرد بشـريت با فاجعه غير قابل جبران رو برو خواهـد شــد.» اين نامه باعث شـد كه امريكايي ها كارخانه هاي آب سـنگين آلمان را كه در آلمان، نروژ و دنمارک برپا بود شـناسـايي و با بمب هواپیماهایشان منهدم نمايند و به موازات اين كار به تحقيقات اتمي خود ادامه دهـند. اين تحقيقات منجر به توليد اولين بمب اتمي جهان توسـط امريكا شـد و امريكايي ها با تجربه بمب اتمي روي دو شـهر هـيروشـيما و ناگازاكي فاجعه معـروف به هـيروشـيما را آفـريدند . در سالهای 1325 و 1326 شمسی بار دیگر خطر بمب اتم زبانزد مردم جهان شد. بشریت نگران از پیامدهای این اسلحه مرگبار، آرامش موقت خود را از دست دادند. اگر یکی دیگراز دولت های متخاصم از این اسلحه استفاده بکند، فاتحه دنیا خوانده خواهد شد. هیچ ذی روحی در روی زمین باقی نخواهد ماند. قرن ها طول خواهد کشید تا حیوانی تک سلولی به وجود آید و قرن ها زمان لازم خواهد بود تا زمین به حالت اولیه برگردد. این ها صحبت های روزمره مردم جهان بود.در چنین فضایی چه کسی قادر بود از این فاجعه عظیم جلوگیری کند. اکثریت مردم دست به دعا بودند. عده ای می گفتند که خداوند در قرآن خبر داده است که کوه ها مثل پنبه تافته خواهد شد. آیا این مردم می توانستند افکار و حرف دلشان را انیشتینی که در محاصره جهان خواران بود، برسانند؟ پس چه باید کرد؟ چگونه می توان این نابغه علم را متوجه اوضاع وخیم و شرایط روحی نامساعد بشر نمود؟ در سال 1326 شمسی جمعی از اساتید و دانشجویان تهران ، دست به دامن استاد شهریار می شوند ، موضوع را کاملاً شرح می دهند، نگرانی و وحشت مردم جهان را با او در میان می گذارند و یادآوری می کنند که تنها شهریار ، نابغه شعر و ادب مشرق زمین می تواند، انیشتین آن نابغه ریاضی و فیزیک مغرب زمین را متاثر بکند. خود استاد شهریار می فرمودند: « چنان منقلب شدم که گویی بمب اتم کره زمین را به کلی نابود کرد و پودر آن در فضای بیکران پخش شد. از جسم خاکی رهیدم . در عالمی اعلا به درگاه خداوند متوسّل شدم : خدایا کمکم کن. پروردگارا، قدرتی می خواهم که دل آن سلطان ریاضی را نرم کنم. اکنون که من مامور این امر مهم شده ام ، شرمنده ام مگردان.» آری، شهریار ادب شرق، توفیق الهی را کسب می کند و همان شب ، شعر « پیام به انشتین» آفریده می شود. این شعر به قدری روان و منسجم و صمیمی و موثر، خلق می شود که گمان نمی رفت هیچ سنگدلی را یارای مقاومت در برابرش باشد. بلافاصله این شعر به زبان های انگلیسی ، آلمانی ، فرانسه و روسی ترجمه می گردد. عده ای به سرپرستی دخترش خانم ]مریم یا شهرزاد[بهجت مامور می شوندکه شعر را به انیشتین برسانند. از مدیر دفترش در اقامتگاهش وقت می گیرند، روز موعود فرا میرسد. ترجمه فصیح انگلیسی شعر را در اقامتگاه انیشتین، برایش می خوانند. آنچنانکه حاضران نقل کرده اند آن بزرگمرد عالم دانش ، دو بار از جای خود برمی خیزد. دو دستش را بر صورتش می نهد و می فشارد. قطرات اشک بر شیشه عینکش نمایان می شود. با چهره ای اندوهگین یکباره ، با صدایی بلند فریاد می زند:« به دادم برسید » بعد سکوت می کند و صورتش را در میان دو دستش می گیرد و غرق در بحر تفکر می گردد. سکوت غم انگیزی فضای اقامتگاهش را پر می کند.دقایقی بعد ، می خواهد که شعر بار دیگر خوانده شود. این بار پس از شنیدن آن به خارج از اتاقش می رود و با وضعیتی مغموم در باغ مخصوص اش قدم می زند. گویا تا آخر عمر هم همیشه غمگین بوده است. پس از ارسال این پیام از سوی شهریار به اينشـتين ، وی ناگهان متوجه غولي كه ازشـيشـه بيـرون آورده بود شــد.پس از پايان جنگ پدر بمب اتم مبدل به يك مبارز طراز اول براي جلوگـيري از توسـعه و تولـيد سـلاح اتمي شـد و به اتفاق برتراندراسـل فیلسـوف معـروف انگلیسی نهضت ضد جنگ و محدوديت اسـتفاده از سلاح اتمي را براه انداخت. اين كار درست مقارن با حمله صلح اتحاد جماهـير شـوروي به رهبری استالین بود كه هنوز به سـلاح اتمي دسـت نيافـته بود. به اين جهت در امريكا انشـتين مورد تعـقيب و پيگيري کميسـيون واقع شـد كه به رهـبری سـناتور « مك كارتي » براي مبارزه با كمونيزم فعاليت داشـت. اين کميسـيون كه در آن سـالها كار اصلي اش پرونده سـازي و تشـكيل محاكماتي براي بازجويي از روشـنفکران بود، او را به جاسوسی و داشتن افکار کمونیستی سـاخت اما طبعاً با برنده جايـزه نوبل و پدر تئوریهای پیشرفته فـيزيك كاري نمي توانسـت كرد. خود اينشـتين گاه به طنز میگفت: « خوش حالم زنم از فـيزيك چيزي سـرش نمي شـود و گرنه سـرنوشـت « جوليوس » و « اتل» در انتظار ما هم بود» . واشـاره او به محاکمه معـروف « جوليوس و اتل روزنبرگ» دو دانشـمند فـيزيك امريكايي بود كه طي محاكمه محکوم به اعـدام شـدند و« البر كامو» نمایشنامه « روزنبرگ ها نباید بميرند » را در دفاع از آنان نوشـت. اينشـتين كه يك يهودي بود، در آغاز از تمام مواضع صهيونسـتي دفاع مي كرد، اما هنگاميكه اسرائیلی ها با خشـونت به تصرف سـرزمين هاي فلسطینی پرداختند او به يـكي از منتـقدان بزرگ شـيوه هاي تروریستی آن سـال هاي « مناخيم بيگين» تبديل شـد و در مقاله ای در روزنامه نيـويرك تایمز آنها را محكوم سـاخت. با اينهمه بعـد از تشـكيل دولت اسرائیل و پس از مرگ نخسـتین رئيس جمهور اين کشـور « ايزروايزمن » درسـال 1952 به او پیشـنهاد شـد كه ریاسـت جمهوري اسرائیل را بپـذيـرد و فـيزيك دان فیلسـوف اين پیشـنهاد را رد كرد. اينشـتين از 1946 به اين طرف يعنی نُـه سـال اخیر عمر خود را به عنوان يك مبارز صلح دوسـت و طرفدار آزادی انسـان سـپـري كرد و شگفت آنکه مخالفانش در برابر حرفهاي انسـان دوسـتانه و مبارزات صلح جويانه وي را همواره « بچه پـيرمو فرفري » مي خواندند و معـتقد بودند كه اين موجود اسـتثنايي همچنان در سـالهاي كودكي به سـر مي برد و هنوز به عقل نرسـيده اسـت.دليل بزرگي كه آنها براي اسـتدلال خود در حق اين « پير كودك » مي آورند اين بود كه او پس از آنكه سـالها در دامن سـرمايه داري بزرگ شـده و پرورش يافـته بود از پول و مال دنيا نه چيزي داشـت نه چيزي مي فهميد. همسرش از ترس ولخرجي هاي او هنگام خروج از خانه به وي پول توجيبي میداد و اي بسا كه در باز گشـت متوجه مي شـد كه او همان پول مختصر را به سـائلي در سـر راه داده يا براي يك دسـته از بچه ها بستنی خريده اسـت و با آنها بسـتني خورده و خنديده اسـت.اينشـتين در سـال 1955 در شـهر برينسـتون در مركز دانشـگاهي كه پـس از مهاجرت در امريكا در آن مشـغـول به كار شـده بود درگذشـت. متن ارسالی استاد شهریار به انیشتین: پیام به انیشتین منبع : انتخاب |
||
|
+
تحرير پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 12:42 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
مىخواهيم كمى از حال و هواى ماه رمضان تهران در صد و پنجاه سال قبل برايتان بگوييم.
شايد شما نام روزنامه «وقايع اتفاقيه» را شنيده باشيد. اين روزنامه از قديمىترين مطبوعات كشورماست. تا چند سال قبل فكر مىكردند كه اين اولين روزنامه ايرانى است اما امروز ما مىدانيم كه روزنامه «كاغذ اخبار» و يك روزنامه به زبان آسورى قبل از اين روزنامه منتشر مىشدهاند.
|
||
|
+
تحرير دوشنبه 16 مهر1386ساعت 17:6 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
مطلب بسيار جالبي درباره فرقه يزيدي كه كمتر كسي درباره اون چيزي مي دونه به نقل از بي بي سي :
یزیدیان بر این باورند که قدمت کیش آنان به زمان پیدایش بشر باز می گردد و یزیدیان از نسل آدمند و نه از نسل حوا؛ در حالی که در باور ادیان ابراهیمی، ابنای بشر حاصل ازدواج آدم و حوا هستند، یزیدیان خود را حاصل پسری می دانند که از بذری که آدم کشت پدید آمد و سپس با حوریه ای وصلت کرد...... ادامه مطلب |
||
|
+
تحرير پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 10:51 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز سالگرد واقعه حره يعني قيام مردم مدينه در اعتراض به يزيد و شهيد كردن حضرت اباعبدالله الحسين ع است . شرح واقعه را در ادامه بخوانيد ادامه مطلب |
||
|
+
تحرير پنجشنبه 28 دی1385ساعت 9:57 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
یادی از سردار شهید اسماعیل دقایقی فرمانده ایرانی سربازان اسیر عراقی به نقل از بازتاب :
یادش گرامی باد ادامه مطلب |
||
|
+
تحرير دوشنبه 25 دی1385ساعت 13:27 به قلم میم صاد
|
|
||