|
|
|
|
|
این آقای احمدی نژاد این قدر کاری برای جوانان نکرد که آخرش هلندیها دست به کار شدند و کار و زحمت ایشون رو کم کردند . خودتون خبر رو بخونید :
به گزارش سرويس دانش و فن آوري برنا، چندي پيش سميناري در شهر "ماستريخت" در جنوب هلند برگزار شد و کارشناسان هلندي روابط ميان انسان و روبات در اين سمينار، اعلام کردند: قصد دارند روبات همسري را طراحي و توليد نمايند تا با قيمتي مناسب وارد بازار شده تا همگان بتوانند از آن استفاده کنند! طبق پيش بيني کارشناسان هلندي، روبات همسر با قيمت مناسب در ده سال آينده به طور حتم وارد بازار خواهد شد! "ديويد ليوي" اسکاتلندي که به عنوان يکي از کارشناسان روابط ميان انسان و روبات در سمينار "ماستريخت" حضور داشت، طي سخناني اظهار کرد: در حال حاضر روبات کاربردهاي زيادي در زمينه هاي صنعتي، کارخانجات و ديگر زمينه ها دارد. روباتي که براي ازدواج و با قيمت بسيار بالا در چند ماه اخير وارد بازار شده، مورد استقبال بسيار گرم هلندي ها قرار گرفته است!
همچنين کارشناسان روبات اعلام کردند: روبات بازيگران و خوانندگان سرشناس جهان نيز وارد بازار مي شود تا در صورت تمايل، مشتريان بتوانند با اين روبات ها ازدواج کنند!
البته اين طور به نظر مي رسد تلاش کارشناسان هلندي در اين زمينه، ارائه راهکارها براي ترويج ازدواج ارزان قيمت و بالا بردن افزايش آمارهاي مربوط به استحکام خانواده است! زيرا تاکنون هر چه برنامه و طرح ارائه داده اند، موفق نبوده و اين بار تصميم گرفته اند از ماشين ها کمک بگيرند!
از سوي ديگر "رونالد آرکين" ديگر کارشناس روبات در اين باره گفت: پيش بيني مي کنم حداقل تا سال 2050 به مردم اجازه ازدواج با روبات به صورت قانوني داده نشود.
به گفته "يمون فان فال"؛ فروشنده يکي از فروشگاه هاي روبات در هلند، سال هاست بسياري از هلندي ها که دوست ندارند با انسان ديگري زندگي کنند، روبات را براي زندگي مشترک خود انتخاب مي کنند! زيرا زندگي با روبات به هيچ وجه مشکلاتي را در پي ندارد. اما مشکلي که در حال حاضر وجود دارد قيمت بسيار بالاي اين روبات هاست.
آن گونه که به نظر مي رسد؛ با توجه به درصد زياد آمارهاي طلاق در کشورهاي غربي، کارشناسان آنها تصميم گرفته اند براي رفع اين مشکل چاره اساسي پيدا کنند و ماشين را بجاي انسان وارد زندگي اين خانواده ها کنند! زيرا انسان کنوني در جهان غرب ديگر تحمل انسان ديگري را ندارد و مي خواهد وقت خود را با روبات ها صرف کند! حال اين روبات اگر با چهره يک هنرپيشه يا خواننده مورد علاقه اش هم باشد، بهتر است! |
||
|
+
تحرير پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 17:58 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
پدر عزیزم روی ماهت را که گذر زمان غبار پیری بر آن نشسته می بوسم . امروز روز میلاد امیر مومنان است و چه زیبا نام این روز را روز پدر گذاشته اند . چه پدری بهتر از علی (ع) و چه فرزندانی بهتر از حسنین و زینبین . پدر عزیزم در کودکی سرشت مرا با نام و یاد علی آمیختی و شعله عشق ابنای علی را در وجودم شعله ور کردی . ذکر حق را به من آموختی و لحظه لحظه و دقایق زندگی مرا رنگ خدایی زدی . پدرم روز پدر تنها بهانه ای است برای بوسیدن دستت . روز تو و روز تمام پدران مبارک . میلاد علی (علیه السلام ) هم خجسته .
یا علی |
||
|
+
تحرير چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 21:54 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
ديروز بقال سر کوچه ما مي گفت : شما که خبرنگاري قبل از اينکه جنگ شروع بشه به ما اطلاع بده . خيلي هم جدي مي گفت جوري که با تعجب پرسيدم مگه خبري شده ؟ گفت : آخه تند تند جنسها دارن گرون مي شن . يکي از همسايه ها هم مي گفت :بزودي حمله مي شه . برقها هم که مثل زمان جنگ تند تند قطع مي شه . آب هم که با اين وضعيت قطعي معلومه يه خبرهايي داره مي شه . توضيح اينکه ما در شهرک قائم واقع در ميني سيتي زندگي مي کنيم و مثلا روز جمعه اي که گذشت از 24 ساعت حدود 5 ساعت آب داشتيم و بقيه اش قطع بود که اين هم از برکات خشکسالي است . حالا حسابش رو بکنيد که آب غير بهداشتي يا نيمه بهداشتي منزلتون در گرماي 41 درجه اي روز جمعه قطع باشه چه حالي بهتون دست مي ده ؟؟ به هر حال بهش گفتم : بعيد مي دونم اسرائيل و آمريکا اين قدر ساده لوح باشن که خودشون رو تو باتلاق ايران غرق کنن اما ما هم همين جوري که واي نمي ايستيم . به هر حال توپي تانکي تفنگي موشکي چيزي داريم که جوابشون رو بديم . نکته اي گفت که برام شنيدنش از يه بقال ساده که کم سواد هم بود جالب بود و نشان دهنده ميزان هوش و تيزي ملت ايرانه . گفت : شرايط که داره جنگي مي شه . گفتم شرايط بين المللي زياد به نفع ما نيست اما دشمن هم فکر کنم زرنگ تر از اين حرفا باشه . به هر حال افکار عمومي مردم داره به اين سمت حرکت مي کنه . مردم مشکلات رو با گوشت و پوست و خونشون درک کردن و تا وقتي عملي خلاف اون نبينند حتي اگر ما خودمون رو بکشيم که شرايط عاديه شايد باور نکنند. رئيس جمهور عزيز ما هم که انگار چشمش رو به روي واقعيات بسته و هيچ واکنش عملي به اين همه گروني نشون نمي ده . به نظرم بايد اگر دانشي براي اين کار وجود داشته باشه ، مديران لايق دولت به فکر مردم که به تعبير امام راحل ولي نعمتان جامعه هستند باشند . البته از دولت تحولگرا که تقريبا از افراد کار بلد و توانا کسي رو براي خودش نگه نداشته و عده اي افراد بي اطلاع از علم اقتصاد و به تعبير دانش جعفري وزير سابق اقتصاد ، دامپزشکان رو بر مسند قدرت و معيشت مردم گمارده نبايد توقع زيادي داشت . آقايان با شعار و حرکات مردم فريبانه نمي توان مملکت داري کرد . پس کار را به کاردان بسپاريد پيش از آنکه دير شود .... |
||
|
+
تحرير یکشنبه 23 تیر1387ساعت 0:13 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز در کنار بزرگراه مدرس به سمت شمال بیلبوردی نصب شده بود که از همگان دعوت به شرکت در مراسم نخستین سالگرد ارتحال حضرت استاد آیت الله حق شناس می کرد. به راستی یک سال گذشت از زمانی که نفحات رحمانی آن مرد الهی . آن ولی خدا که حضرت حق در وصفشان فرموده است : اولیایی تحت قبایی لا یعرفهم غیری ( دوستان من زیر قبای منند و جز من کسی آنها را نمی شناسد ) دیگر به گوشمان نمی رسد . دیگر کسی نیست به شاگردان آشیخ عبدالکریم داداش جون بگوید ...
استادی که از شدت محبت به شاگردان آنها را داداش خویش خطاب می کرد یک سال است که به وصال معبود خویش شتافته و ثلمه ای عظیم به دامان اسلام وارد کرده ... یک خاطره از ایشون به یاد دارم که نشان از عظمت روحی آن مرد الهی دارد : تابستان چند سال قبل (شاید سال ۷۶ ) با هماهنگی حسن آقای حق شناس فرزند آیت الله قرار شد با پیکان مدل ۶۲ پدرم (قابل توجه آقایانی که کمتر از بنز سوار نمی شن ) آشیخ عبدالکریم حق شناس رو که در حسین آباد پاسداران سکونت داشتند ( به دلایل پزشکی لازم بود که در محیطی آرامتر و با هوای سالمتر زندگی کنند ) به میدان خراسان بیاورم تا برای عده ای جوان عضو کانون جوانان اسلامی که عازم زیارت و پابوسی امام ثامن ضامن بودند سخنرانی کنند. راس ساعت مقرر به درب منزل آقا مراجعه کردم . حال آقا مساعد نبود اما ایشون در حداقل زمان ممکن آماده شدند . اون زمانها من تازه گواهینامه گرفته بودم و خیلی با تهران و اتوبانها آشنا نبودم . یکی از اقوام ایشون (فکر می کنم دامادشان بود) بنده رو راهنمایی کرد که از کدوم مسیر بیام تا با حداقل ترافیک روبرو بشم . ضمنا توصیه کرد که حتما مقررات راهنمایی رانندگی رو رعایت کن چون آقا در این مورد بسیار حساسند و ممکنه ناراحت بشن . توی مسیر به اتفاق آقا داوود که شاگرد و خادم مخصوص آقا بودند بحثهای جالبی مطرح شد و آقا این قدر مطالب نغز فرمودند که من بجای اینکه بزرگراه همت رو بطرف پلهای فجر و ۷ تیر بیام اشتباها مستقیم رفتم و زمانی فهمیدم که خیلی گذشته بود . همش فکر می کردم که آقا الان عصبانی می شن یا اعتراض می کنند یا به هر حال ناراحت و گرمازده می شن . مرتب ذهنم با این مساله درگیر بود و خیلی خجالت کشیدم. آقا که گویا متوجه ناراحتی من شده بودند با بزرگواری شروع به پرس و جو از احوال من شدند و از کار و درس و مسایل اجتماعی اون ایام پرسیدند و کم کم من رو از اون حال و هوا خارج کردن . به هر حال با شرمندگی آقا رو به حسینیه محل قرار رسوندم . بعد سخنرانی معظم له هم افتخار داشتم ایشن رو به منزل برگردوندم . بعدا همش به فکر این بودم که آقا با وجود کسالت و ماندن در ترافیک اصلا هیچ اعتراضی به من نکردن و حتی هنگام پیاده شدن خیلی ابراز محبت و لطف کردند . واقعا این عظمت روحی ایشون من رو به یاد این مصرع حضرت مولانا می اندازه که از زبان امیر مومنان خطاب به عمروبن عبدود فرمود : خشم بر دیگران شه و ما را غلام ... و چه زیبا شاگرد مکتب علی (ع) ترجمان این مصرع شد ... روحش شاد |
||
|
+
تحرير چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 23:7 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
این مطلب رو یکی از دوستان نوشته و من فقط زحمت کپی پیست رو می کشم شما هم اگر زحمت نیست زحمت بکشید بخونید جالبه :
پرویز خان فتاح! سال ۷۷ نفت بشکه ای ۷ دلار بود. نه برق می رفت، نه مسکن این قیمت بود، نه برنج و گوجه و سکه و هزار درد بی درمان دیگر گران بود. امثال شما دولت وقت را به دزدی و فروش برق و گاز به کشورهای دیگر هم متهم می کردند. امروز نفت بشکه ای ۱۲۱ دلار است. روزی چند بشکه نفت می فروشید؟ ۷ را از ۱۲۱ کم کنید و ضرب در تعداد بشکه های نفتی کنید که امسال وزارت نفت فروخته و خواهدفروخت. اگر یک هزارم این مبلغ را هزینه کنید یقینا می توانید با باتری قلمی آلکلاین انرژایزر ۸۰۰۰ مگاوات برق تأمین کنید. پس چرا مردم باید چنین خساراتی را متحمل شوند؟ چون دولت شما بهترین دولت تاریخ ایران است؟ نترسید. شوخی کردم. پول نفت را نخواستیم. رگ غیرتتان قلمبه نشود. فقط لطف کنید، مرحمت کنید، منت سر ما بگذارید، ساعات خاموشی را در روزنامه ها و اینترنت اعلام کنید بعدالتحریر : باور کنید من هم کم کم دارم به این نتیجه می رسم که یه اتفاقاتی در شرف وقوعه . یادم می اد زمان جنگ هم همین جوری بود . سه ساعت صبح و سه ساعت شب برق نداشتیم . راستی چرا تو این چند سال گذشته این قدر از فضای جنگ دور شده بودیم ؟ درود بر احمدی نژاد و تیم قدرتمندش که ما رو می برن تو همون حال و هوای اون سالها. حالابا ترویج معنویت نشد با ترویج خاموشی . چه ایرادی داره بابا جون ؟ |
||
|
+
تحرير چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 1:7 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
ساعت چنده ؟ ساعت نه و خورده ايه ساعت چنده ؟ چند دقيقه به دوازده ساعت چنده ؟ حدودا يه ربع به ده ( بقول بعضيها 10 ربع کم !!) اين ساعت گفتن و وضع زندگي ما هم تقريبا خيلي به هم شبيه هستن. ساعت رو که نگاه مي کني چي مي بيني ؟ سه تا عقربه که همش دنبال هم مي کنن . بيشتر از همه عقربه ثانيه شمار مي دوه اما کارش تقريبا هيچ نمودي نداره . بعدش دقيقه شمار از همه بيشتر زحمت مي کشه اما بازهم براي ما خيلي اهميت نداره . اما اون آقاي عقربه ساعت که اتفاقا قدش هم از همه کوتاه تر و از بقيه فربه تر هست بيشتر از بقيه تو چشمه . اصلا همه تحولات رو انگار اون رقم مي زنه. شده حکايت ما ...اونايي که بيشتر از بقيه ميدوند و زحمت مي کشن کمتر از بقيه کارشون نمود و حاصل داره . در عوض يه عده روي رانتهايي که دارن خيلي راحت و ساده همه کار مي کنند و با کمترين زحمت بيشترين درآمد رو کسب مي کنند. راستي ما مثل کدوم عقربه تو ساعت زندگي هستيم ؟ خدا عاقبت ما رو ختم به خير کنه . بعدالتحرير : فردا سالگرد عروج بزرگمردي است از تبار نيکان و صالحان. ياد اون عزيز سفر کرده و همه شهيداني که با او اسلام و عاشورا رو شناختند و درک کردند و مردانه ، ماندن رو به رفتن و فنا في الله و بقاي حقيقي ترجيح ندادند و ماديات و جهان مادي رو با تکبيري مردانه خوار و زبون اراده خود کردند گرامي مي دارم |
||
|
+
تحرير دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 23:19 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
روزمرگي بدجوري براي همه ما شده عادت. امروز صبح كه از خواب پا شديم دقيقا همون كاري رو كرديم كه ديروز انجام داديم و احتمالا تا وقتي بيداريم دقيقا كارهامون فتوكپي ديروزمونه .
احتمالا كارهاي عادي ديروزمون هم مثل پريروز بود و پريروز هم مثل ... زندگي اگر عمق نداشته باشه ، اگر درگير كارهاي روز مره باشي و اگر دنبال هدف نباشي كم كم عمق خودش رو از دست مي ده . ميگن عمق رودخونه هر چقدر هم كه سطحش پر خروش و پر كف باشه هميشه آرومه و البته حتما تغييرات اساسي مثل تغيير مسير رود هميشه از كف آغاز مي شه. قبلا كه مدرسه مي رفتيم برنامه كلاسي داشتيم مثلا شنبه : رياضي ، انشا و ورزش يا يك شنبه : ادبيات ، زبان ، مباني ديجيتال !! ( قابل توجه بچه هاي هنرستان آزادي فلسطين !!) امروزه اما هيچ برنامه اي تو كار نيست كه نيست . صبح مي ريم سركار . عصر مي آيم خونه . شام و بعد تلويزيون و بعد خواب . چشم هم كه باز مي كنيم دوباره صبح شده و بايد بريم سركار و الي آخر ... يه موقع هم از خواب غفلت پا مي شيم كه مي بينيم ديگه اخرهاي كاريم و كم كم بايد غزل رو بخونيم ديگه ... به قول سعدي : اي كه پنجاه رفت و در خوابي مگر اين چند روزه دريابي به نظرم بايد يه تكوني به خودمون بديم و از اين رخوت كه تا مغز استخوانمان ريشه كرده در بيايم البته اگر حالي براي تكون خوردن مونده باشه . نظر شما چيه ؟ |
||
|
+
تحرير یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 22:3 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرنگار باشی و از ابتدای سال به اینترنت دسترسی نداشته باشی !! چه حالی بهت دست می ده . بویژه اینکه به قول بعضی ها معتاد هم به اینترنت باشی یا به قول معروف اعتیاد دیجیتالی داشته باشی !! این هم از اون حرفاس دیگه . حالا شده نقل ما . از اول امسال به هیچ وجه به اینترنت دسترسی نداشتم اکانت منزل با اجازه تموم شده و اداره هم که ( چی بگم !!! ترجیح می دم این مطلب رو به شدت سانسور کنم تا سرو صدای کسی در نیاد ) . گذشته از تاثیر منفی اون روی کیفیت کار خبری ما !!! کلی هم پکریم که به دوستان دسترسی نداشتیم و با وجود کلی مطلب نتونستم به روز کنم . به هر حال عذر تقصیر خدمت دوستان عزیز دارم و امیدوارم من رو ببخشند.
امیدوارم از این به بعد سریعتر به روز کنم . |
||
|
+
تحرير پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 22:51 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از دوستان ما راجع به ایام نوروز گزارشی تهیه کرده بود با عنوان اینکه مهمترین برنامه شما در سال جدید چیه ؟ هر کسی چیزی می گفت و انصافا هم گزارش بدی نبود . من با خودم فکر کردم اگر یک روز صلاحیت پیدا کردم و تونستم مصاحبه کنم !!!! حتما به آقای خبرنگار می گم در سال جدید مهمترین تصمیم من اینه که بزنم به کار مادیات . اخه ما هی گفتیم معنویت ... دیدیم فلان آقای مدعی معنویات پیکانش رو فروخته پرشیا خریده . ما هی گفتیم اخلاقیات ... دیدیم فلان آقای مسئول طبقات برجش بالاتر می ره . ما هی گفتیم مسئولیت در قبال خون شهیدان ... دیدیم فلان اقا خون شهیدان رو برای خودش پلکان ترقی قرار داده . ما هی گفتیم مسئولیت اجتماعی ... دیدیم فلان آقا که باید بیشترین احساس مسئولیت رو در قبال اجتماع داشته باشه خودش فاسد ترین آدم از آب در می اد . ما هی گفتیم خدا و پیغمبر ... دیدیم به نام خدا و پیغمبر چه چیزهایی تو همین کشورهای همسایه ! اتفاق می افته ( منظورم احتمالا گروه پلید طالبانه که مدعی مسلمان بودن هم هست ) ....
بعد یهو با خودم فکر کردم : حالا گیریم که ما هم این خالی ها رو بستیم .... خوب ؟ پخش که نمیشه بابا ... راستی اگر یه روز خبرنگاری این سوال رو از شما بپرسه شما چی می گین ؟ ((( خدایا عاقبت همه ما را ختم به خیر و عافیت بگردان به حق اهل بیت رسول مکرم اسلام ))) |
||
|
+
تحرير جمعه 9 فروردین1387ساعت 22:31 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام . سال ۸۶ هم با همه خوبیها و بدیهایی که داشت به پایان رسید و سرانجام سال ۸۷ آهسته آهسته تشریف فرما شد . امروز صبح که داشتم اداره می اومدم صحنه ای رو دیدم که ذهنم رو مشغول کرده . از شرح ماجرا بنا به دلایلی البته از نوع موجه معذورم اما ای کاش این شب عیدی که همه به فکر خرید و نظافت منزل و پوشیدن لباسهای نو هستند همه حتی یک ذره نامقدار به فکر همنوع خودشون باشند و به قول کمیته امداد شادیهاشون رو با هم قسمت کنند ... راستی لازم می دونم این عید رو به همه عزیزان و همکاران و دوستانی که به بنده محبت دارند تبریک بگم و امیدورام سال آینده سال خوب و پر خیر و برکت و برای دوستان مطبوعاتی و رسانه ای من پر خیر و پر خبر باشه !! همین جا از همه عزیزانی که احیانا مخاطب برخی مطالب این وبلاگ رو خودشون دیدند عذر خواهی و حلالیت می طلبم و باز هم تاکید می کنم مطالب این وبلاگ علیه هیچ یک از همکاران و دوستان عزیز نبوده و فقط سوئ تفاهم بوده .
به هر حال امیدوارم سال آینده قیمت مرغ از ۲۵۰۰ تومان و سیب سرخ از ۱۱۰۰ تومان و بنزین ازاد از ۴۰۰ تومان و کرایه خانه ها و قیمت مسکن و گوشت و برنج و سیب زمینی و نان و پنیر و سبزی و سایر چیزهایی که البته خیلی هم مهم نیستند ارزون بشه . آدم هم که حتما می دونید به امید زندس دیگه بابا ....
سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد آواز خوش هزار تقدیم تو باد گویند که لحظه ایست روییدن گل آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد سال نو بر همه دوستان مبارک و ایام به کامتان
|
||
|
+
تحرير سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 16:22 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
امشب داشتم درباره مطلبی در نهج البلاغه می گشتم که به حدیثی بسیار زیبا از اون حضرت در بخش حکمتها برخوردم و حیفم اومد که اون رو برای شما دوستان بازگو نکنم :
چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده : راستگويى ، امانتدارى ، حلال خورى و خوش اخلاقى / غررالحكم حکمت 2142 راستی امروز قرار بود ساعت ۲/۳۰ بعداز ظهر کانون فارغ التحصیلان هنرستان فنی آزادی فلسطین شکل بگیره که متاسفانه به خاطر بارش برف شدید در شهرک قائم ترجیح دادم صرف نظر کنم از رفتن به هنرستان تا اینکه تو برف بمونم امیدوارم این جلسه مفید باشه و به سرنوشت جلسه ای که ۵ یا ۶ سال پیش تشکیل و بدون نتیجه پایان یافت دچار نشه . چند سال پیش هم قرار بود این اتفاق شکل بگیره که متاسفانه جز جلسه چای و شیرینی و دیدار چند دوست قدیمی اتفاق دیگه ای نیافتاد. |
||
|
+
تحرير جمعه 26 بهمن1386ساعت 23:20 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان عزیز . فردا سرانجام انقلاب اسلامی ما نهالی که ۲۹ سال پیش غرس کردیم به همت همه ایرانیان و با خون جوانانمان آنرا آبیاری کردیم تا درختی تنومند شود ۲۹ ساله می شود . فردا روز خوبی است . روز جشن و شادی . اما ای کاش تلاش کنیم از این روز ، نقطه عطفی بسازیم برای تجدید نظر در عملکردهایمان . عملکردهایی که هر یک از ما داشته ایم و خدای ناکرده بدی آن به پای انقلاب گذاشته شده . روی سخن من بیشتر مسئولان کشور هستند که باید هوشیاری بیشتری داشته باشند که از قدیم گفته اند : حسنات الابرار سیئات المقربین ...
جوانان ما هیچ کدام عنادی با اصول اولیه انقلاب ندارند و گسست نسلی بیش از اینکه یک واقعیت باشد تخیلات و توهمات نسل فرتوت ضد انقلاب است که می کوشند این فکر و تخیل را به ما بباورانند . اگر کمی بهتر فکر و عمل کنیم خواهیم دید که نسل سوم انقلاب اگر بیش از نسل دوم در پی آرمانهای انقلاب اسلامی نباشد کمتر از آن هم نیست . باید عملکرد خود را اصلاح کنیم تا کاستی های ما و اشتباهات ما به پای انقلاب نوشته نشود. الهی تا ظهور دولت یار انقلاب اسلامی ما را در سراسر جهان پر عزت و مقتدر دار . آمین یا رب العالمین
|
||
|
+
تحرير یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 16:31 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان عزیز اخیرا متوجه شدم مطالبی که در این وبلاگ نوشته ام یا حداقل بعضی از اونها سبب ناراحتی یکی از عزیزان که حق استادی هم بر گردن بنده و هم بر بسیاری دیگر از همکارانم دارند شده . جهت رفع ناراحتی از اون بزرگوار که به دلایلی نامشون رو نمی نویسم لازم دیدم این نکات رو توضیح بدم : یکی از دوستان من به نام امیر طاهریان که خیلی به من لطف دارند و البته اینترنت پر سرعت از نوع شاتل !!! هر وقت من وبلاگم رو به روز می کنم به من SMS ببخشید منظورم همون پیام کوتاه هست می ده و اظهار نظر می کنه . وقتی من مدتی وبلاگم رو به دلیل تمام شدن اکانت و تمدید نکردن قرارداد به دلیل مسایل مالی و بودجه ای !! به روز نمی کردم چند بار پیام داد که چرا به روز نمی کنم ؟ بار آخر هم پیام فرستاد که مردی ؟ فوت کردی ؟ مرحوم شدی ؟ و آخرش نوشت خدا را شکر !!! ( داشته باشید که چقدر به من علاقه داره !! ) من هم برای اینکه مشت محکمی به دهان این یاوه گوی عامل امپریالیسم جهانی فرصت طلب زده باشم با هر بدبختی بود با خرید یک فقره کارت اینترنت 5 ساعته از شرکت فخیمه داتک !! که فقط فکر کنم سایت بلاگفا روش باز بود چون هر جا رفتم می نوشت ACCESS DENIED !! تونستم مطلبی بنویسم که من هنوز زنده ام و هنوز خوشبختانه نمرده ام . ( ببین حاج امیر چه کاری دست ما دادی ؟ ) بعد مدتی مطلع شدم یکی از دوستان وبلاگ نویس در غم درگذشت برادرش به سوگ نشسته و بلافاصله مطلبی درباره صبر نوشتم و استرجاع کردم . حالا داشته باشید که انسان چه حالی بهش دست می ده وقتی یکی دیگه از این مطلب برداشت دیگه ای کنه . اومدیم کباب کنیم خراب شدیم ! البته اعتراف می کنم که از اینکه شنیدم این استاد عزیز وبلاگ من رو می خونن هم خوشحال شدم و هم تعجب کردم که چه جوری وبلاگ من رو پیدا کردن !! ( امان از این لینکها در سایت دوستان !!!! ) چون تا حالا صد بار خودم رو با نام و با عنوان وبلاگ و غیره سرچ کردم و چندان جواب به درد بخوری نگرفتم !! و جدا متاسف شدم که چرا ایشون خدای ناکرده خودشون رو مخاطب مطالب بنده فرض کردن . به هر حال از اینکه سوء تفاهم پیش اومده عذر می طلبم و امیدوارم به بزرگ منشی خودشون بنده رو عفو کنند . راستی اگر من نیاز ببینم مطلبی رو به حضور ایشون یا هر بزرگوار دیگه ای برسونم ترجیح می دم حضوری یا مکتوب خدمت ایشون تقدیم کنم نه اینکه مطلب رو جایی بنویسم که دیگران و البته نامحرمان هم به اون دسترسی دارند. و البته ای کاش که ایشون برای یکبار هم که شده بنده رو قابل می دونستند و از خود من سوال می کردن . ضمنا از دوستان و همکارانی که احیانا این مطلب رو این ور و اون ور نقل یا چاپ یا .... می کنند !! خواهش می کنم امانتدار باشند و دخل یا تصرفی نکنند . به امید ظهور منجی عالم بشریت مهدی موعود عجل الله فرجه الشریف
|
||
|
+
تحرير شنبه 20 بهمن1386ساعت 21:11 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
۱ / منصور حلاج همان بزرگ عارفی که گفت : نماز عشق دو رکعت است که وضویش ساخته نمی شود جز با خون ( رکعتان فی العشق ... لا یصح وضوئها الا بالدم ...) را اگر پرسیدند چرا شمع آجین ساختند بفرما : جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد ....
آنکه را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند ..... ۲ / بیستم بهمن 86 است و من در آستانه ۳۰ سالگی انقلاب اسلامی که اندک اندک و روز به روز به بلوغ خود نزدیک می شود به این مطلب فکر می کنم که آیا اگر آیندگان از ما بازخواست کنند که چه اقدامی برای حراست از اصول اصیل آن که همانا استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی و حفاظت از خون شهیدان و نیافتادن آن به دست نااهلان و نامحرمان بود برداشتی ؟ آیا پاسخی جز عرق سرد شرمساری برای آنان خواهم داشت ؟ مگر امام ما فریاد نزد و به ما وصیت نکرد که : تا من هستم نخواهم گذاشت که انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیافتد و اگر او هنوز زنده بود آیا جز این خواسته از ما تمنایی داشت ؟ ۳ / خدا را شکر که ناخدای کشتی انقلاب ما پس از آن پیر مراد میکده عشق / هنوز کلام وی را فریاد می کشد و راه او را می پیماید . اما چقدر غافلیم ما و در پس روزمرگی هایمان چقدر از آرمانها دور شده ایم . ۴ / اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا و غیبه ولینا و تظاهر الزمان علینا ... اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و العافیه |
||
|
+
تحرير شنبه 20 بهمن1386ساعت 10:5 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
مثال معروفی است در عرب که عده ای از هموطنان ما اون رو تا حد حدیث اهل بیت علیهم السلام هم بالا بردند و با این که حدیث نیست یا حداقل من نشنیدم که باشه اما بسیار حرف درستی است و جزو شعارهای اصیل انقلاب بوده که الملک یبقی بالکفر و لا یبقی مع الظلم : حکومت با کفر برقرار می ماند و با ظلم پایدار نمی ماند . این حرف که به نظر من مرز شعارها رو درنوردیده و از شعوری انسانی و حکمت گونه نشات گرفته برای خیلی از ما که به میز و مقام دنیوی و پست و قدرت دو دستی چسبیدیم می تونه درس عبرتی باشه . آخه قدرت اگر موندنی بود که به ما نمی رسید . مگر جز اینه که خداوند فرموده : و ما شما را به طرق مختلف می سنجیم : از ترس و گرسنگی و نقص در اموال و .... ؟ و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال .... بیایید تلاش کنیم این چند روز دنیا که مقام و منصبی داریم یا حداقل مسئولیتی !!! از اون برای کمک و خدمت استفاده کنیم نه زور رسوندن به دیگران و اونها رو تا حد بیحد عاجز کنیم به خیال خود . مگه نشنیدیم تنها فعلی که عقوبت اون در همین دنیا به انسان می رسه ظلم و عاق والدین هست ؟
مدد به غیر تو ننگ است یا علی جان مددی ... یا علی مدد |
||
|
+
تحرير جمعه 19 بهمن1386ساعت 22:46 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام . سالها پیش یه فیلم سینمایی از تلویزیون نشون می داد که اسمش یادم نیست اما یه دیالوگ جذاب داشت و اون اینکه فرج الله سلحشور در نمای آخر فیلم در حالیکه تنها بازمانده گردان بود به سیم خاردار ها تکیه می داد و رو به دشمن فریاد می زد : گردان کمیل هنوز زنده است ....
و این دیالوگ همین جور تو ذهن من بود تا اینکه امروز از ذهنم بیرون زد و به قلم نشست که : ما هم هنوز زنده هستیم به رغم خواست برادران غیور ... این شعر هم تقدیم به دوستان: ما زنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
|
||
|
+
تحرير یکشنبه 11 آذر1386ساعت 22:46 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان . وبلاگ باخبرنگاران به نشاني www.iribnews.parsibox.com آماده شد. اين وبلاگ درحال حاضر هفت نويسنده دارد و شامل بخشهاي آموزش خبرنگاري ، تجربيات و خاطرات خبرنگاران و مسايل صنفي خبرنگاران خواهد بود .
|
||
|
+
تحرير شنبه 12 آبان1386ساعت 16:59 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر فكر كرديد به همين راحتي تيتر مي تونيد زندگي خود رو مديريت كنيد زهي خيال باطل اما اين مطلب رو كه چند روز پيش اسنا نوشته بود و به نقل از يك سايت اينترنتي بخونيد جالبه :
يک وبلاگنويس در مطلبي به مدلي که براي مديريت ايميلهاي دريافت شده در طول روز ارايه شده، اشاره کرده است.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افشين دبيري در وبلاگ"مديريت منابع انساني" به نشاني http://hr.blogfa.com آورده است: اين مدل در اصل توسط خانم "سالي مک گي" که مشاوري صاحب نام در مديريت بهرهوري است، مطرح شده است. بر اين اساس شما در مقابله با انواع ايميلهايي که همه روزه از اين و آن دريافت ميکنيد چهار گزينه پيش روي داريد که به تکنيک 4d معروف است: حذفش کنيد!( delete it) اقدام کنيد (البته اگر کمتر از دو سه دقيقه وقت مي برد)( do it) به ديگري ارجاعش دهيد (delegate it) بررسي آن را به تأخير افکنيد( defer it ) همين الگوي ساده در زندگي ما مي تواند راهگشا باشد. مثلاً در روابط اجتماعي که حجم بالايي از ساعات تفکر ما را به خود اختصاص مي دهد مي توانيم مشکلات پيش آمده را اين گونه حل و فصل کنيم: گذشت کنيم، تدبيري بيانديشيم و يا در فرصتي مناسب در آن باره فکر کنيم. انباشتن مشکلات مانند انباشتن نامه هاي الکترونيک در mailbox دردي را درمان نخواهد کرد. در زندگي سازماني روزانه، ذهن ما همچون يک بزرگراه شلوغ در معرض تردد انواع فکر و خيال است و اگر قادر به مديريت مؤثر آن نباشيم، بي شک به مشکل برخورده و اثربخشي مان زير سؤال خواهد رفت. منظم بودن و داشتن سازماندهي خوب به ما در برقرار کردن توازن ميان کار و زندگي کمک مي کند. به زندگي خود برگرديم و به تکنيک 4d بيانديشيم. عمل به آن دشوار و دور از دسترس نيست... |
||
|
+
تحرير چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 17:14 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
|
|
عید آمد و عید آمد آن یار سعید آمد برگیر و دهل می زن کان ماه پدید آمد ...... یادش بخیر . سریالهای ماه رمضان چند سال پیش رو می گم . یه سریالی بود که جمشید مشایخی توش بازی می کرد و نقش رفتگر رو داشت که برای تنها دخترش خواستگار می اومد .... به نظرم تفاوت این سریالهای امروزی با سریالهای قدیمی اینه که اون سریال ها به زندگی و مشکلات مردم بیشتر نزدیک بودن و به همین خاطر بیشتر تو ذهنها موندگار می شدن . خود شما داستان سریالهای رمضانی ۷ یا ۸ سال پیش بیشتر یادتون مونده یا سریالهای سه سال قبل ؟ یکی نیست بگه اخه مگه چند نفر آدم یه زمین می خرن شش میلیون بعد میشه یک میلیارد ؟ یا مگه چند تا کارخونه دار کارشون پیش یه دلال گیر می کنه و به خاک سیاه می شینن و هیچ کاری از دستشون بر نمی اد جز مخفی شدن ؟ واقعا این سریالها رو آدم هر چی ازش بگه کم گفته ........ راستی از یانگوم چه خبر ؟ می گفتن قراره عید فطر بیاد ایران ؟؟؟ احتمالا تحریم شدیم که نیومده !!! من که گفتم کار کار انگلیسی هاس !!! |
||
|
+
تحرير شنبه 21 مهر1386ساعت 14:56 به قلم میم صاد
|
|
||
|
|
|
||
|
اول خبر زیر رو بخونید :
کنکور ۱۰ گزیه ای : حالا که اصل خبر رو خوندید گزینه صحیح را انتخاب کنید : الف : بیچاره مرده ب : خوش به حال مرده ج : حالا می خواست ببینه چی کار؟ د : اینم شد زندگی ؟ ه : چه باحال و : مرده از خوشی مرده ز : زنه قراره از ناخوشی بمیره ح : هیچکدام ط : همه کدام (همه موارد فوق) ی : موافقم |
|||
|
+
تحرير پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 10:39 به قلم میم صاد
|
|
|||