شايد شما نام روزنامه «وقايع اتفاقيه» را شنيده باشيد. اين روزنامه از قديمىترين مطبوعات كشورماست. تا چند سال قبل فكر مىكردند كه اين اولين روزنامه ايرانى است اما امروز ما مىدانيم كه روزنامه «كاغذ اخبار» و يك روزنامه به زبان آسورى قبل از اين روزنامه منتشر مىشدهاند.
انتشار روزنامه وقايع اتفاقيه در زمان حكومت ناصرالدين شاه قاجار و زمان صدر اعظمى اميركبير آغاز شد. اين روزنامه هفتگى منتشر مىشد و از سال 1267 هجرى قمرى به مدت يازده سال روزنامه رسمى حكومت ايران بود.
در شماره نوزدهم اين روزنامه كه روز پنجشنبه دوازدهم شهر [ماه] شعبانالمعظم سال تنگوزئيل [سال خوك] 1267 هجرى [قمرى] منتشر شده در بخش «اخبار ممالك محروسه پادشاهى» [اخبار داخلى] مىخوانيم:
«قاعده» [رسم] دارالخلافه [تهران] اين بوده كه در ايام ماه رمضان المبارك اهالى شهر از كثرت نقاهت [بىحالى]روزه از صبح تا وقت ظهر در منزلهاى خود به استراحت مشغول باشند و از ظهر الى سه ساعتبه غروب مانده در مساجد به عبادت مشغول باشند و از سه ساعتبه غروب مانده الى مغرب قرار اين ايام است كه در امامزاده زيد كهمتصل به بازار و كاروانسراى اتابكيه استبه جهت مشغوليت كه روز را به شام برسانند در گردش باشند و كسبه از دارالخلافه و ساير ولايات كه اسباب قطعه دارند در ايام ماه مبارك در امامزاده زيد به فروش برسانند و مردم از سه ساعتبه غروب مانده الى صبح در امامزاده به گردش خواهند بود.
در شماره 22 كه سوم رمضان همان سال منتشر شد آمده است:
در اين اوقات كه ايام ماه رمضانالمبارك و زمان عبادت اهل اسلام است، علما و عباد [عبادتكنندگان] در مساجد و منابر [منبرها] به موعظه و ترغيب خلق به پرستش خداوند يگانه و دعاگويى ذات اقدس شاهنشاهى اشتغال دارند و بحمدالله بعضى ملاهى و مناهى [كارهاى لهو و زشت]كه در ازمنه [زمانهاى] سابقه ملاحظه مىشد.
در اين عهد ابد مقرون [ در اين زمانه كه جاودان بماناد] بكلى متروك است و از اهتمام [كوشش] امناى دولت عليه، خلق در كمال آسودگى و شكرگزارى مىباشند و چنانچه در روزنامه سابقه شده به جهت اينكه روزها بلند و حين گرماى تموز [تابستان] است و ضعف و عطش به روزهداران تاثير مىنمايد تا قريب ظهر مردم در منازل خود به استراحت مشغولاند و از ظهر تا عصر در مساجد به عبادت قيام دارند و از عصر تا غروب آفتاب به جهت مشغوليت در امامزاده زيد [.....]به شام مىرسانند و قرار است كه در اين ماه از شب تا صبح قراول [پليس] مانع عبور مردم نباشد و در نزديكى امامزاده زيد و چند جاى ديگر كه جمعيت زياد خواهد شد قراول و گزمه كه لازمه نظم است گذاشته شده است.
معلوم است كه مردم تهران آن روزگار نه محصل و دانشجو بودهاند و نه كارمند و كارگر كه اين قدر راحت تا ظهرها مىخوابيدهاند.
در شماره 24 درباره مسجدهاى تهران چنين مىخوانيم:
چهل باب مسجد به جهت عبادت خلق داير است كه هر يك از اين مساجد پيشنماز علاحده [جداگانه] در عبادت قيام و جمعيت و ازدحام بسيار به او اقتدا دارند و در سالهاى سابق در چهار، پنج مسجد بيشتر به نماز جماعت جمعيت نمىشد.
در همين شماره گفته شده كه به تمام سربازان تا پايان ماه رمضان مرخصى داده شده تا راحتباشند.
باز در همان شماره آمده است:
پيش طاقهاى حجرات [حجرهها، مغازهها] امامزاده زيد جنب بازار و سراى اتابكيه را در اين ايام روزه خوب بستهاند و آنچه اسباب تحفه و قطعه كه در اين شهر به هم مىرسيده و از ساير ولايات آوردهاند همه را آورده، در پيش روى
حجرات چيدهاند. از جمله دو حجره چينى عمل [ساخت] طهران و دو حجره بلور قم است كه بسيار خوب رساندهاند [ساختهاند] كه به بعضى مشتبه مىشود آيا ظروف اين ولايت استيا مال فرنگستان [اروپا].
در شماره 26 كه دوم ماه شوال (فرداى عيد فطر) منتشر شده گزارش شبهاى قدر و عيد فطر درج شده است:
از شب 19 الى شب 23 رمضان المبارك كه شبهاى متبركه و ليالى احيا و عبادت و تعزيهدارى بود چون مرد و زن از اول شب الى سحر به تكايا و مساجد در عبور و تقديم پرستش و عبادت و تعزيهدارى بودند كلانتر و كدخدايان شهر، خودشان و آدمهايشان و گزمهها و داروغه مراقب مساجد و تكايا و سرگذرها بودند كه نزاعى در ميان مردم نشود و بحمدالله به جز عبادت و تعزيهدارى و دعاگويى دوام دولت كه امنيت و آرامى خلق نتيجه آن است ديگر صدايى از كسى بلند نشد.
در اين اوان خيريت نشان كه انقضاى [يايان يافتن] ايام صيام و عيد فطر مىباشد علماى اعلام [مشهور] و عموم اهالى اسلام از سادات ذوىالاحترام [محترم] و تجار و كسبه و رعايا [مردم] و برايا [خلايق] بعد از اداى نماز عيد فطر
به وظايف شكرگزارى و دعاگويى دولت عليه اشتغال دارند و... شليك توپ و خورسندى و شادمانى و صرف شربت و شيرينى نمودند و بحمدالله با اينكه هوا قدرى گرم بود در اين ماه مبارك به عموم خلق خوش گذشته.
سيدعلى كاشفى خوانسارى
منبع:
روزنامه وقايع اتفاقيه. جلد اول، ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها و كتابخانههاى ملى جمهورى اسلامى ايران،
