تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده - فراموشخانه
سلام آشنا ، خوش آمدی
باز دلم هوای یار کرده . به قول مرحوم آغاسی دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد     به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد...

از تو می گویم ای منجی بشر ره گم کرده . ای که فراموشمان شده ای اما همچنان به فکر مایی ... مهدی جان چه فراموش کار شده ایم ما . چه غفلتی برده است ما را . چه دور شده ایم از یاد تو . چه گم کرده ایم صراط مستقیممان را و چه مشغول شده ایم به غفلتهای دنیای دون. ای یار بیا راحت این قلبهای حزین و خسته باش . دلهایی که در هوای کوی تو آن قدر تپیدند و دست آخر با یاد تو و در وصال تو می وصل را ز دست یار سرکشیدند و رفتند را یادت هست . آنان که پشت لباسهای خاکی شان می نوشتند : می روم تا انتقام سیلی مادرم زهرا بگیرم را می گویم . آنان که هرگز فراموشت نکردند و تو نیز از یادشان غفلت نکردی . آنان که روزی در همین آب و خاک ... روزی نه چندان دور ... به خون خویش غلتیدند تا پرچم سرخ حسینی و پرچم سبز یا مهدی بر زمین نیافتد. مهدی جان دعایمان کن تا بیش از این شرمنده روی زیبا و دلارایت نشویم و بیشتر به یادت باشیم .  اللهم اجعلنا من انصار المهدی و من المستشهدین بین یدیه . اللهم العن الجبت و الطاغوت و اللات و العزی . اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک ....

+ تحرير  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:28  به قلم  میم صاد  |